کیارشکیارش، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 20 روز سن داره

نی نی خوشگلم کیارش

هی دنیا من دارم یک ساله می شم!

1391/10/25 9:46
نویسنده : مامی کیارش
781 بازدید
اشتراک گذاری

یاد گرفتم بخندم و گریه کنم ...

سپس نشسته و بایستم ...

و حالا حتی می تونم راه برم اگه دست های کوچولوم رو بگیرید...

اما شروع هر کاری زیباست....

 

 

"هی دنیا من دارم یک ساله می شم"

 

 

عزیزکم....

امیدوارم همیشه لبخند بر لبانت جاری باشد تا بهار قلب من و بابایی هرگز نمیرد. لبخند

روزها دارن از پی هم سپری میشن و تو رفته رفته داری بزرگ و بزرگتر

و شیرین و شیرین تر از روزای قبلی مشی!

 کم کم داریم به تولد توی نیم وجبی نزدیک میشیم.... هورا

یه ماهی هستش که با عشقم مشغول آماده کردن تدارکات تولدت هستیم...
       
آخ که اگه عشقم نبود مونده بودم چه جوری از عهده این هممممممممممممههه کار
 
 برام ?!
 
 
این آقای نی نی  از طرفی اونقدر منو سرگرم خودش کرده  که از زمانیکه از سر کار که
 
میرسم خونه کلی باهاش مشغول میشم تا شب ! اوه
    
شبم با اومدن عشقم دو تایی این کارو ادامه می دیم تا موقع خواب !
 
کد آویز - وبلاگ - زیباسازی- تصاویر متحرک
البته خواب که چه عرض کنم!!!!!!!
 
 
 
آخه اینروزا کلا درگیر آماده کردن تدارکات تولدفسقلی مون هستیم.
 
واسه همین این روزا خیلی کم فرصت میکنم بیام و وبلاگ وروجکمو آپ کنم....
 
 
خلاصههههه.... حسابی سرمون گرم شیرین کاریای پسملی شده!     
 
تازگیا کارای جدیدی یادگرفتی لوسیمیه  مامان..... ماچ
 
 
مثلا وقتی می گم ساعت کو؟ نشونش میدی و میگی سسسسسس....  تشویق
 
 
یا اینکه در کو؟ نشونش می دی و میگی دردر در در ..... تشویق

TV کو ؟ نشونش میدی و دس دسی میکنی....  تشویق
 
 
عاشق اتاقتی نیشخند 
 
 
از دور که میبینی در اتاقت بازه با چه ذوقی و با چه سرعتی چاردستو پا میدویی   
سمتش...  بغل
 
 
وقتی هم می خوام بخوابونمت...واسه اینکه راضیم کنی ولت کنم هی بهم میخندیو
 
میگی ایییییییییی..... (یعنی ادی)  قهقهه
 
 
آخه میدونی عاشق این کارتمو ریز ریزت مشمممممممممم وقتی قیافتو اون شکلی
 
میبینم! ماچ ماچ ماچ 
 
 
بعضی وقتام که تنهایی با کتاب و اسباب بازیات مشغولی مدام میگی بابا بابا بابا ...
 
ماما ماما ماما.... 
(حالا وقتی مامانی پیش یکی ازت بخواد بگی بابا که مثلا نشون بده پسرش چه باهوشه خیال باطل..... میگی در در در وقت تمامسبز !!!!!!) 
 
 
تازگیا یاد گرفتی انگشتتو بکنی تو چشمای مامانو بگی چییییییییییییشششش....... خنثی 
 
 
داماغشو چنگ بندازی بگی د د د...... ابله 
 
 
به لوستر هم میگی جییییییز..... ابرو 
 
 
و خیلی کارای دیگه............................ چشمک 
 
 
این روزا هم دارم رنگا رو بهت آموزش میدم.... از خود راضی ولی اصلا انگار نه نگار! چشم قهر
 
 
اما خوب من ناامید نمی شم...متفکر  می دونم یکم واست زوده.... زبان                        
 
ولی مطمئنم تو از عهده این یکی هم بر میایی. مژه
 
اینم چند تاعکس از پسملی....
.
.
.
.
<<بدو برو ادامه مطلب>>

 

.
 
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مهدی
25 دی 91 15:32
ایشالا در زیر سایه ایزد دانا گلی که در باغ سرسبز زندگانیتون پروریدید به آرزوهاتون برسانید


خیلییییی خیلیییی ممنون
پریا
27 دی 91 11:48
خاله مهربونم میسی

مهسا مامی کیارش
29 دی 91 21:20
عااااااااااشقتم خیلی دوست داشتنی هستی کیارش جون
پیش پیش یکسالگیت مبارک نازدونه جون
یه عالمه بوس برای کیارش عسل طلا


****


مهسا مامی کیارش
1 بهمن 91 9:50
کیارش جوجه طلایی ناز پیش پیش یکسالگیت مبارک
عاشق شیطونیاتم جیدلی کوچمولوی ناز



قربونت بررررممممممم عزیزم
مامان ملینا و کوروش
2 بهمن 91 19:47
ماشالا چه پسمل خوشگلی دارید خدا حفظش کنه پیشاپیش تولد یکسالگیش مبارک باشه من لینکتون کردم


خیلی خوشحالم کردین ....